![]() |
![]() |
|
| عاشقانه |
|
چه سخت است پای نوش کسی بودن شمع خاموش کسی دیگر بودن بایاد کسی که دوستش میداری یک عمر در اغوش کسی دیگر بودن یک عمر در اغوش کسی دیگر بودن
قسمت هرکسی که باشی خوش به حاله روزگارش پاییز و زمستونش میشه همرنگه بهارش
ميداني... زير نگاه کسي بودن و آرزوي چشمان تو را داشتن نميدانم ميداني؟؟ هرگز کسي بوي تو را نميدهد و به زيبايي تو هيچ کس نميرسد من از تمامي نوازشها خسته ام من ميخواهم تو باشي تو باشي و اندوه دل من سرازير شود........ من بی تو هیچم . حرفمو باور کن ... تو معنای خوشبختی ام بودی ... اشکهای تنهایی ام را برای تو می ریزم ... چشمهای همیشه بارانی من به یاد توست ... تو پرنده ای بودی که مرا به آسمان خوشبختی می بردی ... دلم بیقرار توست ... می دانی که برایت دلتنگ می شوم ... لحظه های با تو بودن را هرگز فراموش نمی کنم ...
این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سرنوشت!
این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقب این عشق!
به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین؟ سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان؟ چه زیباست لحظه ای که من به سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به آرزوی خود! چه زیباست لحظه ای که سرنوشت با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد ! چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما! این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم ... و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود!
آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم؟ سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد؟ ای سرنوشت تودیگر سر به سر این دل بی طاقت ما نگذار و بگذار بعد از این همه غم و غصه و اینهمه انتظار به آنچه که میخواهیم برسیم و عاقبت همدیگر را در آغوش خود بفشاریم!
این سوی زندگی دو چشم خیس است و یک دنیا آرزو در دل ، ان سوی زندگی یک سرنوشت است و یک عالم بی خیالی! ما را رها کن از این انتظار تلخ ای سرنوشت! این داستان عاشقی مان را میتوان در قصه ها نوشت ... داستانی برای عاشقان ، برای انان که میخواهند عشق را تجربه کنند... و بدانند یک عاشق چرا مجنون است و یک معشوق را گریان است!
آری سرنوشت آنها همین است !!! غم و غصه در لحظه های عاشقی و آخر سر یا خوشحالی یا گریه و زاری
شامگاهان
از صدای ضجه ای در شهر در میا بم کسی آنجاست که دارد می پژمرد چون من هم نوا با درد من هم صدا با قلب من آری کسی آن جاست که من نیز تحمل ضجه هایش را ندارم ![]() ![]() هیچ وقت نمی بخشمش اون کسی که دستامونو از هم جدا کرد
از دست دادمت ، به راحتی یک نفس ، به آسانی یک پلک ، سخت ست ؛ ولی انگار باید بگویم خداحافظ .ای تمام آن چه دارای ام بودی در این روزگار سخت ، خداحافظ . برایت زیباترین روزها و بی دغدغه ترین لحظات را آرزومندم . امیدوارم لیاقتت را داشته باشد آن که میخواهد دستان گرم تو را در دست بگیرد . خداحافظ ای خاطره ی ماندگار و سنگی در ذهن مشوش و یخی من . دلم نمی آید تمام کنم ، وقتی خوانده نمی شوی و شنیده نمی گردی / خدا حافظ تمام خاطره های قشنگ روزهای ساده گی
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:47 توسط مجنون عاشق |
|
|
اگه میبینی شادم ، خندانم ، با وجود اینکه این همه غصه در دل دارم تنها به امید بودن توست.. اگه دیدی گریانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پریشانم ، بدان که بد جوری دلم هوای تو را کرده است و دلم دیگر طاقت دوری تو را ندارد! اگه دیدی نیستم ، نه صدایی و نه خبری از من نیست ، بدان از عشق تو مرده ام...
دلت را به کسی بسپار که لیاقتش را داشته باشد نگاهت را به کسی بدوز که قلبش برای تو بتپد چشمانت را با نگاه کسی آشنا کن که زندگی را درک کند سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپش های قلبت تو را بشناسد آرامش نگاهت را به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشد لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشد رویاهایت را با چهره کسی تصور کن که زیبایی را احساس کند چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشد عاشق باش اما عاشق کسی که تک تک سلول هایش تقدس عشق را درک کنند
یکبار خواب دیدن تو به تمام عمر می ارزد! پس نگو...! نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست قبول ندارم! گرچه جسم خسته است ولی دل دریاییست توانش بیش از این هاست! دوستت دارم ! گناهش هر چه باشد باشد! دوستت خواهم داشت بیشتر از دیروز و هر روز! باکی ندارم از هیچکس و هر کس ،که تو را دارم ای عزیز!
تمام احساس من مال توست و قشنگترین ترانه های صبحگاهی را برای تو بر لب جاری میکنم. می دانی بهترین عطرهایم از نفس های تو ساخته می شوند و زیباترین آسمان فقط در نگاه تو جلوه می کند. من برای لبخندت دلتنگم و برای تمام حرفهایت کاغذ هایی از جنس خاطره تدارک دیده ام. صدای تو ترنم باران است . هرگز از تو خسته نشده ام و هرگز جز برای تو زندگی نکرده ام ونخواهم کرد ،و هر تپش قلب من به یاد توست! دوستت دارم عزیزم
وقتی دل من برایت تنگ می شود چشمهای پر ز اشکم را پشت ابرهای سیاه آسمان پنهان میکنم انجاست که جز خدای خود هیچکس را نمی یابم آلن پس بدان هر زمان که باران می بارد دل من برایت تنگ است
بی تو هرگز بی تو هرگز نتوانم بی تو چه کنم که دیوانه بیش نیستم بی تو در خوابی کابوس وارم بی تو زنده نیستم بی تو زندگی برایم مرگ بیش نیست بی تو زنده ماندم ..... بی تو در گورستانم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:53 توسط مجنون عاشق |
|
|
خدایا کمکم کن خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاهها را در چشمانش بريزم ، خدايا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترين و شيرين ترين باشم ، به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع آفتاب هر بام بر لبانش جاري سازم و راز عشق را در گوشش سر دهم ، خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام ... هميشه واسه کسي بخند زندگي را با تو مي خواهم
و در آن هنگام مست عشق شده و ميان خود ومعشوق واسطه اي نمي بيند و اين همان عشق حقيقي است و منيت از ميان برداشته مي شود و اگر بسته عشقي خلاص مجوي واگر كشته عشقي قصاص مجوي كه عشق آتشي سوزانست و بحري بي پايانست .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ عشق زمانی است که نتوانی به چیزی جز او فکر کنی.
عشق يعني........ عشق يعني سرزمين پاك من عشق يعني لحظه بيداد من عشق يعني ليلي و مجنون شدن عشق يعني وامق و عذرا شدن عشق يعني مسجد الاقصي من عشق يعني كودك فرداي من عشق يعني كلبه دل ساختن در قمار زندگي جان باختن عشق يعني چشمهاي پر ز خون درد و غم يكجا بهم آميختن عشق يعني دردهاي بيشمار گريه كردن, سوختن, افروختن عشق يعني كعبه اسرار من عشق يعني مخزن الاسرار من............................... با تمام وجود تقدیم به بهترینم
چه سخت است پای نوش کسی بودن شمع خاموش کس دیگر بودن بایاد کسی که دوستش میداری یک عمر در اغوش کس دیگر بودن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:48 توسط مجنون عاشق |
|
|
يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم .
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش عشق از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد. از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است . از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد. از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد
![]()
کاش می دانستم دنیا با همه وسعتش بی تو جایی برای ماندن ندارد. اشک چشمانم هر شب سراغت را از کویر گونه هایم می گیرد. ای که دیدگانم از دل تنهایی تو الفبای اشک ریختن را آموخته اند و لحظه های گریانم با کوچ تو روان گشته اند ؟ چرا از کوچه دلتنگی هایم گذر نمی کنی و برای چشمان مانده به راهم دستی تکان نمی دهی؟ بی تو قناریها خوش آواز نیستند و آسمان چشمانم همیشه بارانی است بی تو من درختی خشکیده در پاییزم
دوستت دارم عزیزم
![]()
هرگز هرگز تو را فرموش نخواهم كرد حتي اگر مرا از ياد ببري و هرگز از تو رنجور نخواهم شد چرا كه تو را دوست دارم
ديوانه وار عاشقت شدم چرا كه مهرباني را در وجودت ديدم با چشمانت وجودم را دگرگون ساختي و اگر تو نبودي هرگز عاشق نمي شدم به خدا سوگند كه وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است و اگر با مژگانت اشاره اي كني فرسنگها راه خواهم پيمود چرا كه شب عشق بسيار طولاني است و قلبم در آرزوي تو مي سوزد آنگاه كه از برابر ديدگانم دور شوي خورشيد وجودت پنهان مي گردد و ابرهاي غم و اندوه مرا در بر مي گيرند و به دنياي غريبي مي برند هميشه در قلبم حضور داري و عشقت زندگي ام را گل باران كرده است تمامي اين دنيا را با قلبي پر از رمز و راز به دنبالت طي كرده ام محبوبم هميشه به یادت هستم و دوستت دارم
ازکسي که دوستش داري ساده دست نک
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:8 توسط مجنون عاشق |
|
|
عاشق واقعی باش
عاشق واقعی خودخواه نیست ،اگه خودخواه بود اون عاشق واقعی نیست عاشق واقعی آرزو هاش و در خوشبختی معشوقش میبینه نه در کنار اون بودن . عاشق واقعی حاضره از با ارزش ترین چیزها برای خوشبختیه معشوقش بگذره اگه حاضر نبود اون عاشق واقعی نیست . عاشق واقعی فقط به خدا و معشوقش فکر میکنه ، میگه من عاشق شدم ، عاشق یکی از بنده های تو ، هر چند خودش بهتر از هر کسی میدونه ولی با این وجود بهش میگه ، بهش میگه که خدایا اون و به تو سپردم ، خودت یار و یاورش باش . تو که عاشقی رو تجربه کردی نباید از عاشق شدنت پشیمون بشی اگه پشیمون شدی بدون تو عاشق واقعی نیستی عاشق واقعی اون کسیه که فقط نگاهش فکرش به یک نفر باشه در غیر این صورت اون عاشق واقعی نیست .و در اخر سر هم عاشق واقعی اون کسیه که فقط جای یک نفر تو قلبش باشه جای پای یک نفر توقلبش باشه اگه غیرازاین باشه اون عاشق واقعی نیست پس عاشق باش یک عاشق واقعی یک عاشق واقعی
خوب بالا براتون از عاشق واقعی گفتم الان هم میخوام از عشقهایی که توش خیانت وجود داره بگم اخه چرا عشق رو به بازی میگیرین البته(بعضی ها)دیگه تو این زمونه الان حرمت عشق رو شکستن عشق واقعی خیلی کم پیدا میشه عشق خیلی احترام داره اگه حرمت عشق شکسته بشه اگه قلب یک نفر رو بشکنی اینو مطمئن باش خدا قلب تو رو میشکنه هیچ وقت با احساس کسی بازی نکن یا بهش نگو دوستت دارم یا اگر هم گفتی تا اخرش تا پای جونت پاش باش فقط با احساس کسی بازی نکن اینم خیانت تو عشق
سعی نکنید اون عکس بالایی باشین همیشه سعی کنید ایجوری باشین یک عاشق واقعی
دوستت دا رم عزيزم خيلي خيلي خيلي .خيلي ها مي گن اگه به معشو قت زياد بگي دوستت دارم اون زود تو رو از ياد مي برد و به کس ديگري عشق مي ورزد ولي من به تواطمينان دارم پس دوستت دارم دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 14:5 توسط مجنون عاشق |
|
|
رفت تا او زنده بماند مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند
زن جوان : خواهش میکنم ، من خیلی میترسم مرد جوان : خوب ، اما اول باید بگویی دوستم داری زن جوان : دوستت دارم ، حالا میشه یواشتر برونی
روی سر خودت بگذاری آخه من نمیتونم راحت برونم ، اذیتم میکنه
برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید . در این حادثه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد ، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند
اما زندگی چیزی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی یابد که نفس آدمی را میبرد ********************************************************** پسر دختر را می خواست و دختر پسر را دو تا جوان رشید. اما اختلافات قومی و مذهبی هیچ وقت به انها اجازه نداد که با هم ازدواج کنند اصرا و اصرار اما هیچ فایده ای نداشت قرار شد پسر سوی خودش برود دختر هم سوی خودش انها این کار را کردن اما دلهایشان بد جوری پیش هم بود همین بود که پسر دست دختر را گرفت و فرار کردند یک هفته تفریح. یک هفته زندگی عاشقانه در اخر هفته هم جنازه دختر و پسری را که در اغوش هم مرده بودند روی یکی از کوههای شهر پیدا کردند از ان دو جوان فقط یک دست خط باقی مانده بود ************************************************** |
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:48 توسط مجنون عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام ، من نه فرشته ام و از جنس آسمون ، و نه به قول اون نویسنده معروف یک کلوخ تیپا خورده ، من فقط یه آدمم ، یه آدم که گاهی زیادی مهربونه گاهی زیادی حساسه و گاهی هم زیادی مغرور ، آدمی که دوست داره همه رو دوست داشته باشه و با همه زلال باشه اما افسوس که آدمای دیگه گاهی این چیزا رو حس نمی کنن !!
کاش خدای اون بالاها آدمایی رو سر راه هم قرار بده که حرف همو بفهمن ، به یه چیز بخندن ، به یه چیز اشک بریزن با هم یک رنگ باشن دو رویی تو کارشون نباشه یه هم کلک نزنن ، و فهم و ادب و ایمان چاشنی صداقت کلامشون باشه . به همون خدای آسمونا اینا شعر نیست شعار نیست لااقل برای من نیست اینا از عمق وجود م بلند میشه و به عشقم تقدیم میشه دوستش دارم این وبلاگ رو هم به خاطر اون درست کردم البته این وبلاک در برابر مهربونیهای اون مثل قطره در برابر دریاست باز هم میگم دوستت دارم عزیزم |
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم بهمن 1387 هفته سوم شهریور 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم بهمن 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته اوّل فروردین 1385 |
| پیوندها |
|
ساحل غم به او بگویید دوستش دارم عشق من یادگاری Upload اهورائیان دوستت دارم عزیزم تقدیم به تنها رود جاری زندگیم فقط به خاطر تو ساده دل حس پرواز دلخسته عشق نیمکت شکسته قصه گوی عشق |
|
RSS
|